skip to main
|
skip to sidebar
قهرمان
April 15، 2008
...
عمری با پذیرفتن آنچه بایست تغییر می کرد، سپری شد و با شروع فصل جدیدی از زندگی و رو به سپیدی رفتن زلفانش، دریافت که
بودن یا نبودن مسئله این است.
1 ( و نظر تو ؟):
Leila
گفت...
dir nist
15 April, 2008
ارسال يک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
دل نشین ها:
پستچی
بیگانه
دل ناماندگار به تنگ آمده
دانستنها
توحید شیطان
دیوانه از قفس پرید
رنگ تو
فصلی برای جدایی
از خودم بخونید
▼
2008
(48)
◄
August 2008
(5)
...
نفرین بر نفرین
ای داد
شادمانی بی سبب
نه به اینکه زنگ صدام دیوونت می کنه، نه به اینکه بی...
◄
July 2008
(13)
ناب ناب
شوک
سبو سبو
بی نظم
جانِ دلم روزت مبارک
...
گفته بودم
حرفهای یواشکی
...
همه آدما.... مگر خلافش ثابت بشه!
متاسفم!
شاد یا ناشاد
...
◄
June 2008
(10)
.....
چه زشتِ این منت
......
چه تعبیری است!
حال گیری
........
Top Left Pixel
......
زمزمه
استامینوفن یا ....
◄
May 2008
(11)
لعنتی ها!
خاکی تر از زمین!
....
شاید اینبار هم.......
به نشانیِ شیراز
به همین سادگی! ...یک مرد
کارهای عقب افتاده
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در Ebay
برای تو
سلامِ با درنگ
طفلکی
▼
April 2008
(9)
حس عجیب
کمی تفکر
...
هان چه خبر آوردی؟
اگه "بتونی " غلامتم
به تو چه؟
سوگواری یکبار برای همیشه
دلتنگی
سلام
1 ( و نظر تو ؟):
dir nist
ارسال يک نظر